مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٩ - د) آزادى هاى فردى و اجتماعى
است و اينكه: نيست ما را به جز از وصل تو ديگر هوسى و اينكه من تو را از ترس عقاب و طمع بهشت عبادت و اطاعت نمىكنم بلكه در اثر دوستى به تو و كمال ذات تو حلقه بندگى تو را به گردن انداختهام.
نگارنده نه حقيقت اين مقام را مىداند و نه كسى از صاحبان اين مقام را ديده است، و به كلى به آن جاهل است، و حتى از ذكر همين چند سطر خجالت مىكشد. گاهى اين سوال پيش مىآيد كه آيا رسيدن به چنين مقام براى انسان- هركسى باشد- ممكن است يا نه؟
د) آزادىهاى فردى و اجتماعى
صحبت از اين آزادى پس از اثبات آزادى (اختيار) تكوينى و فلسفى و كلامى است وگرنه انسان توسط اراده حق و علل قهرى در حركت است و آزادى فوق مفهومى ندارد.
|
در ميان قعر دريا تخته بندم كردهاى |
بازمىگويى كه دامنتر مكن هوشيار باش! |
|
آزادى مطلق كه هرچه دل بخواهد همان بكند همان آزادى حيوانات در جنگل است، و درخور انسان عاقل نيست، و شايد هيچ عاقلى، طرفدار آن نباشد، پس بايد در دو موضوع ديگر بحث كنيم.
اول: حدود آزادى در زندگانى انسانها
دوم: هدف آزادى
در مور اول لازم است آزادى داراى حدود زير باشد:
١- مخالف آزادى ديگران نباشد، بنابراين فرد يا جمعى حق محدود نمودن