مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٩ - ٨ - وظايف متقابل مردم و حكومت اسلامى
خليفه بدون ناراحتى و تهديد و توهين به سوالكننده گفت: بلى چنين است كه تو مىگويى. عبد اللّه پسرم سهميه خود را به من داد و من از سهميه خود و او اين پيراهن را براى خود تهيه نمودم صداى مردم بلند شد كه سمعا و طاعتا ما براى جهاد آمادهايم.
٥- به مقتضاى حرمت اسراف در دين اسلام، تشكيلات ادارى كشور خصوصا وزارتخانهها و خريدن اموال مورد نياز نبايد از حد احتياج بالاتر و بيشتر باشد و اصل اول در صرف خزانه دولتى، بهبودى اقتصادى مردم باشد خصوصا توليد و تهيه كارخانهجات.
٦- ملت بايد در امور قانونى از دولت اطاعت نمايد نه در غير آن.
٧- دولت نميتواند آزاديهاى مردم را بيهوده محدود نمايد و يا آزاديهاى مضر را به رسميت بشناسد. همچنين براى دولت حرام است مردم را براى راحتى رئيس دولت و ساير مسئولين بلندمرتبه و امثال آن در مضيقه و قيود قرار دهد.
يك نقل تاريخى:
در راه جنگ جمل در محله ذى قار، عبد اللّه پسر عباس بر على (عليه السلام) وارد شد و ديد كه كفش خود را وصله مىزند حضرت على (عليه السلام) از او پرسيد اين كفش چند ارزش دارد؟ عرض كرد (از فرط كهنگى) قيمت ندارد، على جواب داد:
«بخدا اين كفش در نظرم بهتر از حكومت شما است مگر اينكه حقى را برپا دارم يا باطلى را دفع كنم» بلى حكومت، وسيله خدمت به دين و دنياى مردم است نه هدف اعلى و نه وسيله استفادهجويى فردى.