مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٣ - ١٢ - اعلاميه جهانى حقوق بشر
١٢- اعلاميه جهانى حقوق بشر[١]
مصوب ده دسامبر ١٩٤٨ ميلادى[٢] مطابق با ٩ قوس ١٣٢٧ شمسى هجرى مجمع عمومى سازمان ملل متحد مقدمه: از آنجا كه شناسايى حيثيت ذاتى[٣] كليه اعضاى خانواده بشرى و حقوق يكسان و انتقالنپذير آنان اساس آزادى، عدالت و صلح را در جهان تشكيل مىدهد.
[١] - حقوق بشر را بعضى از نويسندگان به حالات طبيعى كه انسان بحسب طبع و فطرت خود براى طى كردن تكامل فطرى به آنها نيازمند، است تعريف كردهاند. و از نظر دينداران، حقوقى است كه خداوند به انسان منحيث انسانيت او داده است.
[٢] - صدور اين اعلاميه كه از مقدمه آن به خوبى پيدا مىباشد، پس از ختم جنگ جهانى دوم و تسلط آمريكا و اروپاى غربى بر سرزمينهاى ديگر در مناطق جهان بود صورت گرفته است، تا مردم ساكن مستعمرات را آرام نگه دارند و اعلاميه مذكور در همين راستا بايد مطالعه شود. و غرب استفادههاى سياسى زيادى از اين اعلاميه نموده و مىنمايد.
[٣] - ذات انسان بايد تفسير و تعريف شود كه چيست؟ زيرا تعريف انسان، مهم و در اين بحث اثرگذار است و معرفت دقيق آن موجب تغيير پارهاى از مواد اعلاميه مىگردد. بلى شناسايى و عدم شناسايى حقوق بشر، وابسته به شناسايى و عدم شناسايى خود بشر است.