مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٥ - ١٠ - جهان بينى توحيدى
و همه موجودات مملوك خدا و خداوند مالك همه آنها است:
و لا حول و لا قوه الا باللّه
و همين است حاكميت و حكم تكوينى خدا. و بر اساس انحصار حكم تكوينى به آفريدگار جهان، انحصار حكم تشريعى و تقنينى به خداوند نيز ثابت مىشود.
و به عبارت واضحتر، هيچ مخلوق عاقلى حق حكومت و حكمگزارى و تقنين را بر ديگران ندارد و حتّى بر خود نيز چنين حقّى ندارد و تنها خداوند كه مالك (خالق و مدبّر) همه موجودات است حق حكومت و تقنين، را دارا مىباشد، و به عبارت كوتاهتر، حكم تقنينى و تشريعى بر ديگران از فروع و شاخههاى حكم تكوينى مىباشد. و لذا در قرآن، مطلق حكم منحصر به خداوند قرار گرفته است[١]. (ان الحكم الا للّه)
بنابراين مسلمانان مكلفند تنها به تشريعات خداوند عمل كنند و اعتبار احكام ولايى و سلطانى كه از زمامدار مسلمانان (حاكم شرعى) صادر مىگردد از دليل شرعى بدست مىآيد. آنچه براى خردمندان جالب است اينست كه در جهانبينى اسلامى، حكمت و عدالت بر هردو حكم تكوينى و تشريعى نفوذ دارد و مسلمانان مىدانند در نظام خلقت كاينات چيزى ناقص، وجود ندارد، و نه ستمى بر مخلوقى روا داشته شده است.
و در نظام شريعت بر هيچ فرد و صنفى به نفع صنف ديگر ظلم و
[١] - تفصيل آنرا در كتاب( تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان) بخوانيد.