مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٦ - ١٠ - جهان بينى توحيدى
تعدى نشده است بهمهكس حق او رسيده است. و بيهودگى در فرمانهاى او صورت نمىگيرد. مسلمانان از اعتقاد به نفوذ عدالت در جهان طبيعت و شريعت استفادههاى زيادى مىبرند:
- مثلا از نظر روانى، آرامش خوبى به آنان دست مىدهد و از حوادث كاينات شكايتى نخواهند نمود.
- كرامت انسانى خود و ديگران را در هر حال محفوظ مىبينند و در بدترين شرايط احساس حقارت نمىكنند.
- با ريشههاى استثمار ظالمانه، استعمار حيوانى، تبعيض، تحقير و پديدههاى شوم آن مبارزه مىكنند و آنها را مخالف جريان طبيعى جهان و انحراف از مسير تكامل انسان مىدانند.
- مؤمن نه ظلم مىكند و نه ظلم مىپذيرد (ستمگر و ستمكش هردو گمراهاند)[١].
بلى حكم تكوينى (- ايجاد و آفريدن) بر اساس قانون خللناپذير علّيت صادر شده و حكم تشريعى از مجراى وحى توسط فرشتهها بر انبياى طاهرين كه از نخبهگان بشريتند نازل گرديده است و خود انبيا و فرشتگان هيچ نقشى در آن (احكام شرعى) نداشتهاند و تنها وظيفه آنها
[١] - مستعمرين اين مسايل يا لوازم جهانبينى اسلامى را خوب درك كردهاند و لذا يكى از آنان قرآن را در مجلس شوراى كشور خود برد و به نمايندگان گفت: تا اين قرآن در ميان مسلمانان باشد حكومت ما بر آنان مشكل است، ديگرى در كتاب خود بمناسبت يادى از جهاد الجزايرىها مىگويد: هرجا اسلام باشد استعمار دوام نمىآورد ... امروز هم مىگويند اسلام خطرناكتر از كمونيزم است.