مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٣ - ٨ - وظايف متقابل مردم و حكومت اسلامى
بينهم فكيف و ان المال مال اللّه؟ الا و ان اعطاء المال بغير حقه تبذير و اسراف و هو يرفع صاحبه فى الدنيا و يضعه فى الآخره و يكرمه فى الناس و يهينه عند اللّه و لم يضع امرء ماله فى غير حقه و عند غير اهله الّا حرمه اللّه شكرهم و كان لغيره ودهم فان ذلت به النعل يوما فاحتاج الى معونتهم فشر خليل و ألام خدين.»
«آيا سفارش مىكنيد كه پيروزى را با ستم بر زيردستان خود بدست آورم بخدا قسم تا دنياى باقى است[١]، چنين نخواهم كرد اگر مال شخصى من بود حتما ميان آنان مساوات برقرار مىكردم چه رسد به اينكه مال، مال خدا است بخشش مال بدون حق، اسراف است كه بخششكننده را در دنيا بلند مىبرد ولى در آخرت پايين مىآورد اينگونه بخششها آدم را نزد مردم گرامى مىدارد و نزد خدا پست. هيچكس مال خود را در جاى نادرست و غير اهلش نگذاشت مگر اينكه خداوند شكر مال را (از جانب گيرندگان نااهل) بر و حرام كرد و دوستى آنان براى غير اوست (چه جمله خوب و عبرت گير) اگر روزى اين مرد به كمك آنها (اطرافيان مفتخور خود) محتاج شود آنان را بدترين و سرزنشكنندهترين دوستان ميابد. (چه رسوايى)»
على بر سر اين حرف خود ايستاد و مشكلات زيادى را متحمل شد و حتّى جمعى از ياران او از كنارش پراكنده شدند.
٩- او به روايتى به پسرعموى خود عبد اللّه ابن عباس والى بصره
[١] - ما سمر سمير ... تا زمانيكه شبنشينان شبنشينى كنند و ستاره عقب ستاره بيايد.( كنايه از دوام و بقاء)