مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤ - ٣ - توحيد انسانها در پناه توحيد خالق
انسان كه در عمق فطرت خود خداپرست بود پس از دست دادن اعتقاد دينى خويش معلق در هواى شك باقى ماند و بناچار بوسوسهگران سياستباز به ناسيوناليزم پناه برد و براى نقشه كشور خود به سجده افتاد و نفهميد كه خود جانشين خدا در زمين است و زمين براى اوست نه او براى زمين.
٥- قبيلهپرستى كه سخيفتر از وطنپرستى است و هنوز جمعى به آن علاقهمندند و حتّى پارهاى از مدعيان علوم دينى كه از ظاهر و باطن دين ناآگاهند به قبيله و قريه و گذشتهگان نادان خود تعصب مىورزند.
|
آدم از بىبصرى بندگى آدم كرد |
گوهرى داشت ولى نذر قباد و جم كرد |
|
|
يعنى در خوى غلمى ز سگان پست |
من نديدم كه سگى پيش سگى سر خَم كرد |
|
٦- علم: مدرنترين خداى جديد انسان، علم است[١]. و چون ظاهر فريبندهاى دارد در حقش غلو كردهاند و آنرا جانشين دين نمودند و با كمال اخلاص در برابرش تسليم شده و سجده نمودند.
در اثر همين غلو بود كه ارزشهاى اخلاقى به بهانه اينكه علمى
[١] - مراد از علم، اصطلاح جديد آنست كه ادراك محسوسات و بدست آوردن نتايج از راه تجربه است.