مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٢ - اعتراف هانتيگتون
متعالى كه منجر به شكوفايى زندگانى در فراگيرى علوم متنوع و صنعت و مكارم اخلاق خصوصى و عمومى و تصفيه روح و رفاه اينجهان و آنجهان گردد تفسير كنيم.
و طبعا اين فرهنگ بدور از خرافات و موهومات بوده و واقعيات عينى را پذيرا بوده و شديدا از خلط كردن زشتيها با خوبيها بدور مىباشد
و تمدن را در پديدهها و محصولات اين فرهنگ سراغ كنيم كه علم و صنعت و كارهاى خوب و التزام به خصال خوب اخلاقى باشد.
در اين فرض، هم تمدن مسلمانان و هم تمدن غربيها فاقد بعضى عناصر است و بايد نواقص هردو تمدن با همكارى يكديگر بكمال آنها عوض گردد.
اعتراف هانتيگتون:
اين مرد كه به برخورد تمدنها شعار ميداد و معتقد بود كه درين برخورد[١] پيروزى قطعى با فرهنگ غربى است، پس از تأملى بعدا اعتراف كرد كه: پس از مشاهدات فراوان است كه نظريه سابق او در مورد اسلام و تمدن اسلامى كه انرا در پايانيافته مىدانسته اشتباه بوده است، و صريحا اعلام ميكند كه تمدن اسلامى، تمدن ماندگار و باقىماندنى است!! از اينكه اين آقا از غرور و نادانى خود برگشته و حق را بيان داشته باز هم قابل تقدير است. به نظر نگارنده بايد بين عقلاى فرهنگ و تمدن غربى و
[١] - مراد او برخورد فيزيكى است نه برخورد منطقى و استدلالى