مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١ - ١ - جهان بينى و ايدئولوژى
بطور كلّى جهانبينى ماديّين تنها در حلقه تنگ و كوچك تجربه حسى مادى چرخ ميزند و جز ماده بىجان و بىتدبير چيزى را نمىبينند.
ولى دلايل زيادى براى اصالت عقل و عدم كفايت روش تجربه گفته شده كه قابل ترديد نيست، تجربه براى ادراك جزئى از واقعيات را به اثبات مىرساند نه تمام آنها را. مثلا ضروريات جزيى از واقعيتها است ولى در دام تجربه نمىرود.
و نيز آنچه به تجربه قابل اثبات است جزئيات است و حال آنكه تفكر، سير از كلى است و نيز بسيارى از تصورات رياضى، شناختى و اخلاقى در تجربه حسى، مقابل و مابإزايى ندارد.
مهمتر اينكه تجربه بدون عقل نتيجه نمىدهد.
علوم طبيعى در مسير ترقّى خود برخلاف پيشبينىهاى عجولانه ماديين در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، بسوى جهانبينى دينى و الهى پيش رفت. و حتّى جهانبينى مادى را پس از تجزيه اتم عقب گذاشت و پايگاه ماترياليستها را ويران نمود[١].
بله! علم بطور ناخواسته بسوى وحدانيت و نظام هدفمند جهانى پيش رفت و تصادف را تقريبا امر ناممكن اعلام نمود. وقتى آفرينش جهان به علم و قدرت و حكمت و تدبير منتهى گردد، قهرا موجودات
[١] - مبدأ جهان بايد بسيط يعنى غير مركب باشد تا مسبوق به فاعل تركيب و اجزاى خود نباشد. وقتى تجزيه اتم ثابت شد، خداى ماديين هم سقوط كرد و ماديين تا امروز مبدأ ديگرى براى جهان معرفى نتوانستند.