مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٠ - د) آزادى هاى فردى و اجتماعى
آزادى دگيران را ندارند. و ترجيح بىمرجح بحكم عقل و عقلاى جهان باطل و يا محال است.
٢- بحال ديگران مضر نباشد، چون ضرر رسانيدن بديگران ناروا مىباشد، مثلا نمىشود در ساعات خواب و آرامش مردم صداى راديو و تلويزيون خود را بنام آزادى بلند نمود و براى ديگران خصوصا مريضان و پيران ايجاد مزاحمت نمايند.
٣- مخالف عفت عمومى و باورهاى جامعه نباشد، مثلا كسى حق ندارد در جاده عمومى و پيش روى مردم خود را برهنه نموده يا مرتكب فحشا شود.
در همين ماده در يك جامعه دينى كه همه يا اكثر افراد آن متدين به يك دين هستند نبايد به بهانه آزادى احساسات و باورهاى دينى مردم را جريحهدار نمود، بلكه شخص متدين به يك دين حتى در زندگانى فردى نمىتواند از خط قرمز (واجبات و محرمات) تجاوز نمايد و حكومت نيز ميتواند از اين تجاوز جلوگير كند.
و به تعبير ديگر همانگونه كه انسان حق تصرف در مملوك اعتبارى (مانند لباس، مسكن و ...) خود را دارد، بطريق اولى خداوند حق تصرف در مملوك تكوينى خود را دارد،
چنانچه بنده نيز بر خداوند حقوقى دارد كه خداوند تعالى رسانيدن آنها را به بندگان مطيع خود وعده داده است.
البته روشن است كه حقوق دينى باختلاف اديان مختلف است، و نيز نظر متدينين و بىدينان در مورد آزادى تفاوتهايى دارد.