مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٤ - ٧ - دموكراسى از فرضيه تا واقعيت
مىكنند.
همين نواقص درباره رئيسجمهور نيز قابل تحقق است. آينده را نمىدانيم ولى گذشتهها و زمان حاضر در دنيا چنين است، بنابراين مرسومات فعلى دموكراسى دروغين بوده و واقعيت حكومتها هنوز استبدادى است. كارهاى سياسى و نظامى و اجتماعى و اقتصادى و ادارى و تعليمى و غيره بدست رئيس دولت و كابينه او و شورى ملى است و ملت نقش واقعى ندارد. و حكومت مردم محتاج به يك انقلاب فكرى بهترى است.
موضوع مهم اينكه فاقدين شرايط در همه اقسام گذشته نصف واجدين شرايطاند و گاهى بيشتر. به چه دليل عقلى و عقلايى سرنوشت نصف انسانها را در اختيار نصف ديگر بگذاريم؟! و چرا حق رأى آنان- فاقدين شرايط و عاجزين از رأى (اطفال، نوجوانان نرسيده به سن قانونى، ديوانگان، سفيهان، مريضان بسترى در بيمارستان و مسافران خارج از كشور كه دسترسى برأىدهى ندارند)- را به اولياى آنها و يا وكيلان آنان ندهيم؟! و اين موضوع ميخ محكمى است بر تابوت دموكراسى!
اعتراض ديگر اينكه محروم كردن جوانان پانزده ساله از رأى دادن، ظلم روشن است. گاهى دختران و پسران ١٥ ساله درك بهترى از زمان خود نسبت به سالخوردگان هشتادساله دارند.
اعتراض مهم ديگرى كه متوجه دموكراسى مىشود اينست كه رأى يك نماينده براى موكلين او، تنها در امورى كه بين موكلين و وكيل آنان، در ابتداى كار (زمان انتخابات) توافق صورت گرفته است، حجت و معتبر است نه در همه امور آنان، تا چه رسد براى تمام امور براى همه ولايات و