مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٤ - ٥ - آيا حكومت اسلامى از نظر اسلام ضرورت دارد؟
٦- با فقدان حكومت در يك جامعه، زمينه تجانيز و تعدى به جان، مال و ناموس مردم فراهم شده و مفاسد بىشمارى به بار مىآيد. بنابر اين، عقل مىفهمد كه شارع حكيم حكومت را واجب فرموده است. و امر اين حكومت بين دينى و غير دينى كه صاحبان آن كافر و فاسق و ظالم خواهند بود داير مىگردد و عقل مىداند كه خداوند به نوع دوم راضى نيست.
٧- دين اسلام خواهان يك نظام عقلانى، روحانى، اخلاقى مقرون با عدالت اجتماعى و برادرى است. و هر عاقلى مىداند كه اقامه و ادامه چنين نظام جز بوسيله حكومت قوى، ميسر نيست و در فرض فقدان حكومت نقض غرض لازم مىآيد و نقض غرض بر شارع حكيم محال است.
مگر اينكه گفته شود غرض از ارسال رسل و انزال كتب دسترسى مردم به امتثال دستورات الهى ولو باختيار خود آنان است نه به آن امتثالى كه توسط فشار دولت حتّى اگر فشار مذكور به اكراه و جبر منتهى نگردد- تحميل شود خصوصا كه پارهاى از آيات كريمه جنبه سيطره و وكالت آن حضرت بر مردم يا بر خصوص كفار را نفى مىكند و تنها حيثيت مربوط به رسالت او را تثبيت مىدارد. مثل:
إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ و ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً
وَ ما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا و إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ