مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٣ - پوسته و مغز
توافق كنند".
معتقدين به دين آسمانى هيچگاه زندگانى ابدى خود را در بهشت، راى شركت با ديگران در زيستگاه هشتاد ساله زمينى فراموش نمىكنند.
بنابراين متدينين به تئوريها و فرضيات غير معتقدين بخدا و دين خدا قناعت نخواهد كرد.
مسلمانان دلايل محكمى براى حقانيت دين خود دارند و پلورالزم دينى را باطل مىدانند و اما در مورد تسامح دينى ميشود صحبت كرد و آنرا بشكل معقول آن قبول نمود، ما در اينجا به پايههاى اين تسامح اشاره مى كنيم:
١- جاهل قاصر كه بدون تعمد و تقصير بحقيقت دين حق نرسيده عقلا معذور است.
٢- اكثريت مطلقه كفار در عصر ما جاهل قاصرند.
٣- در برخوردهاى روزانه، جانب نيكويى در قول و عمل- بدون محبت قلبى- با كفار مراعات شود. وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً، با مردم به نيكى صحبت كنيد. إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ. خداوند به عدل و احسان امر مىكند. و بعضى از آيات ديگر نيز بر مطلب دلالت دارد.
٤- حقوق شناخته شده اهل كتاب كه ذمى مىشوند و بحث آن در فقه مسطور است.
٥- در زمانهاى ما و كيفيت زندگانى اجتماعى فعلى، مشكلى از نظر اسلامى در روابط اجتماعى و اقتصادى و اخلاقى پيروان اديان مختلف، وجود ندارد. روابطى كه خالى از استعمار و استثمار و قانون ارباب و رعيتى