مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٩ - ٣٠ - نظريه تقابل تمدن ها
حالى است كه تنشهاى موجود بين جوامع اسلامى و جوامع غربى عمدتا از سياست دولتهاى غربى سرچشمه مىگيرد و نه از تمدن مسيحى كه به دليل اشتراك سرچشمه توحيدى آن، با تمدن اسلامى داراى مشتركات فراوانى هستند.
پاپ ژان پل دوم، رهبر كاتوليكهاى جهان در كتاب «گذر از استان اميد»، در باب روابط كليسا و جهان اسلام، به مشتركات دو دين الهى اشاره نموده، مىنويسد:
«كليسا براى مسلمانان كه خداى واحدى را كه حى، قيوم، رحمان، فعال ما يشاء و خالق آسمان و زمين است، عبادت مىكنند احترام بسيار قائل است آنها به دليل اعتقاد به وحدانيت خدا بما بويژه نزديكتراند.»
بااينحال هانتيگتون بر تضاد ماهوى مسيحيت و اسلام تأكيد مىورزد.
وى در نظريه خود، سه رقيب ذيل را در سطح جهان مطرح مىكند؛
نخست، غرب است كه فرهنگ اروپا- آمريكايى آن حاصل رنسانس، عصر اصلاحات و عصر روشنگرى و موجد سرمايهدارى مدرن و دموكراسى است.
دوم فرهنگ كنفوسيوسى است كه مجموعه عقايدى مىباشد كه پيرامون زبان چينى و عادات و سنن زندگى مردمى گفته مىشود كه به منطقه چين تعلق دارند.
سوم اسلام است كه در اين رقابت نيز اساسا تنهاست به همين دليل بسيارى جهان اسلام را يگانه رقيب ايدئولوژيك جدى غرب در پايان قرن