مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٥ - ٤١ - علم و دين(٣)
از نظر او براى يك جهان متناهى حداكثر مىتوان يك خداى متناهى استنتاج كرد.
٤- او ادعى دئيستها و خداباوران را كه توحيد، دين طبيعى بشر است مورد انتقاد قرار داد.
٥- به تصور او منشأ اعمال دينى را نبايد در استدلال عقلى و يا نظم طبيعى جست، بلكه مبدأ آن ترس و جهل بوده است.
در واقع اعتقاد دينى از گرايش به انتساب بلاياى طبيعى به نيروهاى شخصى نامرئى نشأت گرفته است درحاليكه آنها را بايد به روش علمى توضيح دهند.
٦- هيوم نه تنها اخلاق و دين را مستقل از هم مىدانست، بلكه معتقد بود كه اخلاق، آسانتر علمى مىشود، و بشر خوشبختتر است اگر دين به نحوى كه در جهان رايج شده است، وجود نمىداشت.
اينهم جوابهاى او به طور مختصر:
١- آنچه در اين كتاب گفته شد براى ابطال كلام او كفايت مىكند، او بىپروا و غافلانه شواهد عقايد دينى را قانعكننده نمىداند و من مطمئن هستم او در فهم شواهد، وقت خود را صرف نكرده است. و يا از دين فقط مسيحيت فعلى را در نظر داشته و تصور نمىكرده دين اسمانى هم در جهان وجود دارد.
٢- خوب است اولا مدعى او را توضيح دهيم، تا ضعف آنرا روشن تر بدانيم، در باب عليت سه اصل خللنپذير وجود دارد:
اصل اول: مبدأ عليت است كه مىگويد، هر حادثه و هر موجود