مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٧ - ٤١ - علم و دين(٣)
ضرورت يا جبر على و معلولى در جهان ذرات (داخل اتمها) وجود ندارد. و بر اين اساس بود كه هايز نبرگ فيزيكدان معروف، اظهار داشت كه نمىتوان به طور دقيق مقدار حركت الكترون را معين ساخت و نتيجه آن شد كه امواج ميكانيك موجى كه «لويى دوبروى» اظهار داشته بود هر گونه مفهوم عينى را از دست دهند و تبديل «به امواج مجرد احتمالات» شوند.
هركس بخواهد بطلان اين نظر را بهتر بداند، به كتاب «فلسفه ما»، از شهيد بزرگوار علامه كمنظير سيد محمد باقر صدر (رحمه اللّه) در قسمت سوم آن «مبدأ عليت» مراجعه كند.
٣- برهان نظم برهان قوى و ضرورى بوده و بر وجود خدا و علم و قدرت بىنظير او و حكمت نافذه او دلالت دارد. اما اثبات لايتناهى بودن وجود و صفات ذات او به برهان عقلى ديگر، در فلسفه ثابت شده است، معلوم نيست هيوم چه مىگويد؟ آيا اين ادعا شبيه اين نيست كه جواهرات دكان جواهرفروشى را به اين دليل انكار كنيم كه در دكان بقالى نقره و يا طلا پيدا نمىشود؟ بالأخره عاقلى پيدا مىشود كه دست ما را گرفته به طلافروشى ببرد!!
لا يتناهى بودن وجود آفريدگار از لازمه وجوب وجود او و مركب نبودن اوست و ربطى به جهان متناهى و غير متناهى ندارد[١]. تخيل اينكه
[١] - متكلمين( دانشمندان اعتقادات) اسلامى مىگويند: جهان اول دارد و مسبوق به نيستى بوده ولى آخر ندارد، بهشت و دوزخ ابدى است و حتى سلسله خلقت موجودات نيز- ابدى مىباشد. جمعى از فلاسفه اسلامى و غير اسلامى هرچند جهان را به اراده واجب الوجودمىرسانند ولى از نظر زمان براى جهان، اولى قايل نيستند و آنرا قديم و ازلى مى دانند همانگونه كه جهان ابدى مىباشد.