مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٠ - ريشه پلوراليسم دينى
تثليث و توحيد (١- ٣) هردو بر حق گردد! شريعت نسخ شده و شريعت غير نسخ شده يكى گردد؟
ريشه پلوراليسم دينى:
گفته مىشود اولين كسيكه اين نظر را در حوزه عقايد و اديان طرح كرد جان هاروود هيك (١٩٢٢) كه پس از اخذ دكتراى فلسفه از دانشگاه اكسفورد، سه سال هم كشيش يك فرقه كوچك بود.
عمده انگيزه نشر و حتى گرويدن جمعى به آن، خستگى از جنگها و نزاعهاى پردامنه ميان ارباب اديان در طول تاريخ، و بىنتيجه ماندن هر كوششى براى آشتى دادن اديان و يكى شدن و يا موافق شده آنها بوده است. در مجموع پلوراليسم اجتماعى، مصلحتى بوده از طرف جمعى از خير انديشان!! تا از زيانهاى ناشى از وحدتگرايى و تمركز قدرت و استبداد دولتى، قومى، نژادى و دينى خصوصا در قرون وسطى و به ستوه آمدن جوامع از منازعات بىپايان بر سر عقايد و ايدئولوژىهاى رنگارنگ و بدور از عقل و منطق جلوگيرى گردد.
ضعف اين پندار سادهلوحانه، و بطلان آن آشكار است، اگر دو طرف در موردى دعوى دارند، از عقل و منطق بدور است، كه براى رفع نزاع، طرفين را بر حق و يا طرفين را باطل بدانيم.
بايد براى تشخيص حق از باطل به سوى موازين معتبر عقلى يا شرعى و يا عرفى مراجعه كنيم. در يك عده از علوم عقلى و يا نقلى اختلافات فكرى بين دانشمندان وجود دارد كه پلوراليسم براى از بين بردن ان اختلافات