مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٢ - ٥ - آيا حكومت اسلامى از نظر اسلام ضرورت دارد؟
الّا ان يقال ان المراد بالحكم هو بيان ما اراه اللّه من الاحكام الكليه الذى هو من شئون نبوته. و قال:
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً[١]
«به پروردگارت سوگند كه آنها مومن نخواهند شد مگر آنكه در اختلاف خود تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند.»
الّا اينكه گفته شود آيه شريفه مذكور اختصاص به امر قضاوت در حل منازعات دارد و شامل حكومت عامه به معنى اصطلاحى آن نمىشود كه عبارتست از اداره امور مردم و كشوردارى و ثانيا اين آيه مختص حضرت رسول (ص) است. چون مىفرمايد لا يُؤْمِنُونَ و ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً و اين امور شامل حكام و رئيس دولت نمىگردد.
البته پرواضح است كه خود حضرت پيامبر و امام و خليفه به همه سرزمينهاى اسلامى رسيدگى نمىتوانند و بناچار به توظيف ديگران مىپردازند و همين است معناى حكومت اسلامى و اطلاق اولى الامر همانگونه كه فرماندهان زمان رسول اكرم را شامل مىشود مسئولين
[١] - سوره نساء آيه ٦٥