مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٨ - ٢ - كمبودهاى اعلاميه
اول فهميده مىشود كه علت برابرى افراد بشر از لحاظ حيثيت و حقوق اينست كه همه آنان آزاد بدنيا مىآيند.
در حالى هيچگونه رابطه منطقى بين اين دو وجود ندارد، زيرا ممكن است آزادگان بين خود از نظر حيثيت و حقوق تفاوتهاى ذاتى يا اكتسابى داشته باشند. اگر افراد انسانى تفاوتهاى ذاتى نداشته باشند علت آن، آزاد آمدن آنان بدنيا نيست.
و باز در همين ماده اول آمده است: همه داراى عقل و وجدان مىباشند و بايد نسبت بيكديگر با روح برادرى رفتار كنند.
دقت كنيد كه كلمه (بايد) بىدليل است وجود عقل و وجدان علت منطقى رفتار برادرگونه نمىشود، لذا اين جملات به شعارهاى هوايى شباهت پيدا مىكند.
به نظر ما، سفيهان و ديوانگان و فاقدان عقل هم حق رفتار برادر گونه را دارند. و بيان و شرح اين نقص در مواد گوناگون، شايد وقت و حوصله زيادى را خواهد.
٤- از حق مبارزه براى آزادى ملّتها سخنى بميان نيامده كه مسلما با زرنگى دولتهاى بزرگ عمدا از آن صرفنظر شده است.
٥- از بيان حق نفى استعمار و استثمار سكوت شده است. همانگونه كه در پاورقى اول اين اعلاميه اشاره شده، اعلاميه مذكور پس از پيروزى امريكا و قسمتى از اروپا در جنگ جهانى دوم بتصويب رسانيده شد. و دولتهاى استعمارى غرب بر بسيارى از سرزمينهاى جهان تسلط يافته بودند و منابع طبيعى و ثروتهاى خدادادى ملّتهاى ضعيف را در تصرف