مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٥ - محدوديت هاى علم
كردهاند و جمعيت زيادى را در غرب و غربزدهها را در شرق به بدبختى و فلاكت كشانيدهاند، و در اين نقشآفرينى اضلالى و انحرافى، دست ابليس را از پشت سر بستهاند.
ما در اين فصل به محدوديتهاى علم اشارهاى مىكنيم تا از غلو و مبالغه و گزافهگويى در حق آن بپرهيزيم و آنرا در جايگاه واقعى آن و اخلاق و دين را نيز در جايگاه اصلى آن ببينيم.
محدوديتهاى علم:
١- در اين دو سه قرن علم به شكوفايى نسبى خود رسيد ولى مرضهاى مهم مهار نشده است. چنانچه قبلا گفتيم چهل ميليون انسان مبتلا به ايدز در صف منتظران مرگ ايستادهاند و مرض ايدز با مصرف ميلياردها دالر مهار نشد و حتى رو به فزونى نهاد، زيرا فحشاء و تبليغات توسط تلويزيونها رو به زياد شدن است.
٢- با توسعه علوم، فقر مهار نشد و امروز تعداد زيادى روزانه از گرسنگى مىميرند. توزيع نعمتها با فاصله بيشتر طبقاتى، صورت مىگيرد و ثروتها بيشتر غارت مىشود.
٣- ترقى علمى موجب تربيت انسانى نشده، جنگهاى خانمانسوز در سطح قارهها و محلى بيشتر از پيش ادامه يافت و ميليونها تن را نابود و معيوب نمود، و استعمار و استثمار به اوج خود رسيد. آنانى كه ترقى علمى را بدون دين و اخلاق دينى، براى تربيت انسان و سعادت او كافى مىدانستند و دين و اخلاق را مسخره مىكردند، اگر امروز از قبرها بيرون بيايند و بدبختىهاى گوناگون بشر خدانشناس را در جهان ما ببينند در