مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٠ - ٢٣ - راهگشايى براى زنان مسلمان
اگر اين شرط تحقق گيرد در بسيارى از موارد فوق روزگار زنان از تباهى و بدبختى نجات پيدا مىكند و جوانى آنان بيهوده و به مشقت و سختى سپرى نمىشود.
دوم استفاده از قاعده نفى حرج و عسر كه قبلا به آن اشاره نموديم.
قاعده مذكور لزوم عقد نكاح را از بين مىبرد و زن مىتواند آنرا مانند هر عقد جايز ديگر و يا هر عقد لازم ديگر كه لزوم آن حرجى گردد فسخ كند.
ولى از باب احتياط زن بايد نزد حاكم شرعى و يا نماينده آن رفته تا او طلاق را جارى سازد و پس از سپرى كردن عده مىتواند شوهر ديگرى اختيار كند.
لكن در مورد برهم زدن نكاح حتى به وسيله طلاق به استناد قاعده حرج ممكن است، فقيه يا فقيهانى اشكال كنند كه اين استفاده و استدلال به قاعده لا حرج چندان موقعيتى در فقه و بين فقها ندارد وگرنه در كتب فقهى قدماء و متأخرين مكررا مورد بهرهبردارى قرار مىگرفت.
بلكه آن روايتى كه استفاده از طلاق را براى زنانى كه شوهرانشان غايباند و مرگ و زندگانى آنان معلوم نيست تجويز مىكند داراى دو شرط است و حق طلاق براى زن بر اين دو امر معلق شده است:
١- چهار سال تتبع در جهت يافتن و يا معلوم شدن سرنوشت مرد.
٢- نرسيدن نفقه از سوى شوهر يا ولى او به زن در طى اين مدت.
و اين تعليق روايت، با استفاده از قاعده لا حرج در بحث طلاق منافات دارد زيرا معناى اين روايت اين مىشود كه: