مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٥ - ٢٥ - نيروى سياسى ناشى از دين
ويژه در برابر خطرهاى خارجى، عناصر محورى و مشترك قلمداد مىشوند و اين ارزشها در طول تاريخ اسلام بر عمل و ساختار حكومتهاى اسلامى مؤثر بودهاند.
علىرغم فروپاشى امپراتورى عثمانى و ايجاد كشورهاى مستقل اسلامى و ورود به دنياى مدرن، ديندارى و سياست دينمدارانه، همچنان در جوامع اسلامى حضور دارد و مقوله برخاستن سياست و ايدئولوژى از متن دين، از ديرباز مورد نظر انديشمندان مسلمان به ويژه در عصر حاضر بوده است.
اعتقاد مسلمانان كشورهاى اسلامى به مبانى دينى و اقبال عمومى آنان به همكارىهاى سياسى- دينى، زمينه را براى وجود و ظهور يك نيروى سياسى مهم در تكتك اين كشورها در مجموعه جهان اسلام فراهم نمود اين نيرو كه تمامى اركان اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و ... جامعه از آن متأثر است، نظام سياسى دولتهاى اسلامى را به سوى گرايش خاص كه رنگ و بوى مذهبى دارد، تشويق نموده و آن را تحميل مىكند هرچند كه دين در برخى از كشورها، گرايش صور و عوامفريبانه دارد.
از آنجا كه در كشورهاى اسلامى بخش قابل توجهى از خواستها يا حمايتها مبتنى بر ارزشهاى سياسى- دينى مىباشد، ضرورت بازنگرى اين نظامها در تصميمات يا موضعگيريها