مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٢ - ٣٥ - چگونگى جزاى اعمال
اطاق همان نفت يا چوب بخارى است كه به حرارت تبديل شده است.
سنگى كه به هوا پرتاب مىشود، مقدارى از ماده بدن به صورت نيرو، بر آن سوار است و آنرا بالا مىبرد و تا آن نيرو از سنگ تخليه نشده بالا خواهد رفت و پس از تخليه شدن هم، آن نيرو در جهان ماندنى است.
بنابراين عمل، جوهر است نه عرض، اصيل و ذاتى است نه اعتبارى.
نتيجه اينكه: تمام گناهان به صورت نيروها و اشعه مضره در عالم و در اطراف فاعل عمل، مثل هاله ماه، حضور دارند (و معلولها از علت خود جداشدنى نيستند[١]
مغفرت به معناى پوشاندن است نه به معناى از بين بردن گناه، بلى در فرض توبه و عفو و شفاعت و غيره، گناه مستور گرديده و جزء موجودات ديگر مىشود، به طوريكه ديگر ديده نمىشود، و گاهى به تفضل خداوند مهربان بدل به حسنه و صورت نيكو مىگردد. فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ[٢]
بلى در دنيا هم مىبينيد كه گاهى كثافات در اثر عوامل شيميايى به صورت كود درآمده و سپس به ميوه و سبزى تبديل مىشوند[٣]. بر تجسم عمل، به آيات و روايات هم استدلال شده كه بررسى آنها بدرازا مىكشد و
[١] - به اين آيه قرآن كريم دقت كنيد:" بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ" و عمل بد فرد بدكار را احاطه مىكند.»
[٢] - سوره فرقان، آيه ٧٠.
[٣] - صحيحه معاويه بن وهب در كافى مؤيد اين مطلب است و قاموس قرآن: ج ٣ ص ١٠٨ و ١٠٩