مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٦ - ٤١ - علم و دين(٣)
مادى و حتى هر موجود امكانى علتى دارد، چه ما آن علت را بشناسيم و چه نشناسيم.
اصل دوم: قانون ضرورت (يا جبر علىّ و معلولى) مىباشد، اين قانون مىگويد: از هر علتى نتيجه طبيعى آن به طور ضرورت، پديد مىآيد و تفكيك بين نتايج و علل آنها امكانپذير نيست.
اصل سوم: قانون سنخيت بين علل و نتايج، اين قانون مىگويد: هر دسته از امور طبيعى كه در حقيقت خود اتحاد داشته باشند مىبايست در علل و اسباب خود نيز متحد باشند[١].
وقتى ما براى اثبات حقيقتى از حقايق از راه تجربه علمى يا قانون فلسفى و يا احساس بسيط، اقامه برهان مىنماييم، غرض آنست كه اين برهان را علت براى اثبات حقيقت مذكور قرار دهيم و چنانكه مبدأ عليت و قانون ضرورت وجود نداشته باشد، اثبات هيچ حقيقتى از حقايق براى ما امكانپذير نخواهد بود؛ زيرا در اين فرض، ارتباط بين دليل و آن حقيقت كه مورد استدلال قرار گرفته است باقى نخواهد ماند چون ممكن است دليل درست باشد اما نتيجه مطلوب را ندهد[٢].
و در اين صورت همه علوم تجربى و عقلى اعتبار خود را از دست مىدهند.
جمعى از دانشمندان طبيعى ادعا كردهاند اصل دوم يعنى قانون
[١] - فلسفه ما ترجمه فلسفتنا شهيد صدر( ره) ٤٨٩.
[٢] - همان مدرك: ٤٩٣ و ٤٩٤.