مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٩ - ٤٠ - علم و دين(٢)
اين ادع از كمفكرى و سردرگمى ماديين حكايت مىكند كه در اين دو قرن متوجه نظريات دقيق چندين قرن متافيزيك نشدهاند.
ما خالقيت و سببيت خداوند را در تمام اجزاى كوچك و بزرگ جهان در امور زير ترسيم مىكنيم:
اولا: مكررا و موكدا گفته و مىگوييم كه ما قانون علت را در جهان مادى قبول داريم و اقرار داريم كه هر پديده و موجود مادى از خود علل مادى دارد خواه اين علل محسوس و معلوم انسانها از قديم الايام بوده باشد و خواه در دو، سه قرن اخير توسط دانشمندان علوم طبيعى و تجربى كشف شده باشد، و خواه در آينده به دست بيايد. در قرآن مجيد در داستان ذى القرنين مىخوانيم:
إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً فَأَتْبَعَ سَبَباً[١]
«ما او را در روى زمين متمكن و قدرتمند نموديم و به او (براى رسيدن به هرچيز) سببى عطا نموديم.»
احتياج اشياء مادى و ترتيب علّى و سبب اشياء از آيات زيادى بدست مىآيد، و هيچ دانشمند جيّد دينى را نديدهام كه منكر عليت مذكور باشد.
ثانيا: خالقيت عمومى خدا در هرچيز كه مكررا در قرآن مجيد ذكر شده با تأثير اسباب مادى در يكديگر هيچ منافاتى ندارد، زيرا اين دو
[١] - سوره كهف، آيات ٨٥ تا ٨٤.