مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦١ - ٧ - دموكراسى از فرضيه تا واقعيت
در فرض دوم هرچند كه مفهوم دموكراسى بر حكومت اكثريت خصوصا در فرض ٧٠% در مقابل ٣٠% صدق نكند يا مورد ترديد باشد ولى مىشود گفت كه در فرض عدم برخوردارى اقليت از امتياز كثرت علم و كمال و تجربه و دلسوزى و صداقت، يعنى در فرض مساوات اكثريت و اقليت در صفات پنجگانه مذكور، تقديم اكثريت (خصوصا ٨٠%) دليل عقلايى درد ولو از باب مجبوريت نه از باب دموكراسى.
و اما اگر اقليت از مزاياى كيفى بهتر (صفات پنجگانه فوق) برخوردار باشد بسيار مشكل است كه تقديم اكثريت مذكور، عقلايى به حساب آيد.
و اما در فرض اول كه اختلاف اكثريت و اقليت در آراء جنبه قومى يا دينى يا لسانى يا ... داشته باشد، شكى نيست كه تقديم آراى اكثريت بر اقليت جز مغلوب و مقهور و حتّى مظلوم شدن اقليت و برسميت شناختن زورمدارى اكثريت ديگر مفهومى ندارد و مسلما اينگونه حكومت اكثريتى، غير انسانى و منافى با وحدت ملى مىباشد.
بنابراين دموكراسى امروزى يك شعار فرضى است تا يك طرح قابل تطبيق و عملى.
باز هم اكثريت آرا، از زاويه ديگر:
نمايندگان در شورى ملى، حق رأىدهى مساوى را دارند اين قانون استثناناپذير دموكراسى فعلى است.
ولى اين قانون برخلاف عدالت و برخلاف روش عقلايى است، مثلا يك نماينده در مركز يك كشور يك ميليون رأى مىآورد، نماينده ديگر از يك