مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٧ - ٣٠ - نظريه تقابل تمدن ها
يكى از اهداف چنين گرايشى و درعينحال، يكى از لوازم شكلگيرى نظم نوين جهانى، نابودى نيروها و منابع سياسى جهان اسلام و تخريب كارايى و اثربخشى سازمان كنفرانس اسلامى بوده است.
اين در حالى است كه غرب با توجه به شمارى از تحولات بين المللى در دوره جديد، مانند: سركوب عراق، ضعف و تسليم برخى از دولتهاى عربى در برابر اسرائيل، تفوق تكنولوژيك و اطلاعاتى غرب و تشتت و بىبرنامگى در جهان اسلام، از نظر روانى در موقعيت برترى قرار گرفت.
هانتيگتون معتقد است كه اصولا نقطه اصلى برخورد در اين جهان نو، نه رنگ ايدئولوژيكى دارد و نه بوى اقتصادى، بلكه تنها شكافهاى عميق ميان افراد بشر و به اصطلاح نقطه جوش برخوردها، داراى ماهيت فرهنگى است دولتهاى ملتها، نيرومندترين بازىگران در عرصه جهان باقى خواهند ماند، اما درگيرىهاى اصلى در صحنه سياست جهانى، ميان ملتها و گروهها با تمدنهاى مختلف روى خواهد آمد برخورد تمدنها در آينده، بر سياست جهانى سايه خواهد افكند و خطوط گسل (نقاط بروز بحران و خونريزى) ميان تمدنها، در آينده خاكريزهاى نبرد خواهد بود.
وى در جاى ديگرى از طرح نظريهاش مىگويد:
«منبع اصلى درگيريها در جهان بعد از جنگ سرد، اساسا نه اقتصادى و نه ايدئولوژيك است؛ بلكه اختلافات عمده ابناى بشر و همچنين منبع اصلى درگيرىها، تفاوتهاى فرهنگى خواهد بود.»