مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٥ - ١ - ضرورت پيروى ايدئولوژى از جهان بينى
يا نه، انسان چيزى است كه آن ديگرى مىگويد:
|
خلقت من در جهان يك وصله ناجور بود |
من كه خود راضى به اين خلقت نبودم زور بود |
|
|
خلق از من در عذاب و من خود از اخلاق خويش |
از عذاب خلق و من يا رب چهات منظور بود |
|
اگر گفتيم كه در فطرت انسان، خداجويى و خداپرستى نهادينه شده و تكامل و ترقّى او در ارتباط با او و پرستش اوست و استعداد بىنظير او بدون عشق به آفريدگار به فعليت نمىرسد، موضوع حقوق او رنگ تازهاى پيدا ميكند.
|
سايه طوبى و دلجويى حور و لب حوض |
بهواى سر كوى تو برفت از يادم |
|
|
نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار |
چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم |
|
ديدگاه تقريبا نصف بشر، درباره انسان بهمينگونه است و لذا لازم است حقوق انسان در همين راستاى فطرى او پىريزى شود تا از خالق خود و اهداف زندگانى ابدى خود در جهان ديگر بدور نماند.
بعبارت ديگر ما انسان چندبعدى را- كه واقعيت دارد- بايد درست مطالعه كنيم و از مطالعه ناقص و گمراهكننده تكبعدىهاى هندوئيزم تصوف، ماركسيزم و ... شديدا خوددارى كنيم و سپس از حقوق حقّه او صحبت نماييم تا حقوق پايه عقلى پيدا كند و به واقعيت برسد.