مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠١ - ١١ - دلايل جدايى دين از سياست
وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ[١]
«اگر اكثر مردم زمين را اطاعت كنى ترا از راه خدا گمراه مىسازند اينان فقط از گمان پيروى مىكنند و به تخمين گپ مىزنند.»
وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ ...[٢]
«در ميان شما رسول خداست اگر از شما در بيسارى از كارها پيروى كند هلاك مىشويد و ضررى مىبينيد.»
٦- جواب بند ششم از بعضى فصول سابق و از آنچه در جواب بند چهارم در همين فصل گفتيم روشن مىشود. كليات نظام اجتماعى اكثرا قابل دوام است و براى تغيير بعضى از فروعات آن، احكام ولايى (دولتى و سلطانى) و احكام ثانوى كفايت مىكند.
٧- جواز اجتهاد در مقابل نص شكل منافقانه انكار شريعت و نبوت است جمعى كافر و ملحد هستند عقيده خود را علنا بيان مىدارند. جمع ديگرى كه حاضر نيستند پايگاه اجتماعى خود را در جوامع اسلامى با خطر مواجه سازند، كفر و انكار دين را بشكل منافقانه و ابليسگونه اظهار
[١] - سوره انعام، آيه ١١٦.
[٢] - سوره حجرات، آيه ٧.