مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٤ - ٤٠ - علم و دين(٢)
جذب عقول و قلوب مردم را ندارند، و لجبازى كليساها و دولتمردان غربى نسبت بدين فطرى و اسمانى اسلام مانع از معرفى ان در غرب مىشود.
امروز در محيطهاى علمى و مجامع فرهنگى بازار طرح مباحث اديان سنتى و ارتباط آنها با علم، گرم شده است، تعداد سازمانها و مجلات و كانفرانسهايى كه در قسمت توفيق علم و دين كار مىكنند، حكايت از پايگاه متين دينى در بين دانشمندان غربى دارد[١].
بهرحال ما در اين فصل به يكى از جريانهاى فكرى كه در قرن هفدهم و هجدهم بوجود آمد و جمع زيادى را از دين دور نمود، اشاره مىكنيم و سپس اثبات خواهيم كرد كه اين جريان هيچ ضديت با وجود آفريدگار جهان نداشته، ولى غربىها براى مشروعيت لذتجويى بىبندو بار خود، و به خاطر لجبازى با ارباب بىمنطق كليسا و به علت محروم بودن از يك فلسفه عميق عقلى به بيراهه رفتند و به خيالات پوچ و موهوم، علم را سد راه خداشناسى دانستند و كودكانه به طرف الحاد گرويدند، و ما موضوع را از نظر فلسفى تحليل خواهيم كرد:
اين جريان با فعاليتهاى علمى دكارت، گاليله، نيوتن، مبويل و ديگران شروع شد و تدوين مكانيك نيوتونى مهمترين محصول زودرس آن بود، اين انقلاب، علمى به قولى دو نوآورى داشت:
١- ترويج تفكر تجربى توسط فرانسيس بيكن و گاليله.
[١] - به كتاب علم و دين معنويت در آستانه قرن بيستم و يكم( ص ٤٢ تا ص ٤٩) مراجعه شود.