مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٦ - ٢٤ - چه كسى حق فتوى دادن را دارد؟
به خود را بلد نيستند، كتابهاى متوسط ابتدايى دينى را تدريس نمىتوانند- تقريبا بىسواد هستند- و حتّى احتمالا نامه يك ورقه را به زبان مادرى خود به طور صحيح نوشته نمىتوانند و از تقوى هم بىبهرهاند ولى مدعى القابىاند كه از اجتهاد آنان در فقه خبر مىدهد. اينان عروسكهاى شيطانند و همين افراد بودند كه در دوران جهاد، جنگهاى داخلى را بين مسلمانان به عناوين پوچ و بيهوده براه انداختند كه روز قيامت بايد خود را آماده محكمه الهى بنمايند.
در ايران امروز بعضى كسانى رساله عمليه (توضيح المسايل) مىنويسند و براى افغانيها مىفرستند و جمعى از طلاب نادان را بوسيله پول موظف ترويج اجتهاد خيالى و حتّى اعلميت خود كردهاند درحاليكه حتى مجتهد نيستند.
آيا ضرر اين مدعيان و مزدوران بدبخت افغانى آنان بدتر از عملكرد دولتهاى بىدين نيست؟ اينان چرا از آيه مباركه: كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً پند نمىگيرند كه عالم بىعمل (تا چه رسد به كمسواد بىعمل) را به الاغى كه حامل كتابها است تشبيه فرموده است
|
كفر اگر از كعبه برخيزد كجا ماند مسلمانى |
البته مجتهدين جامع الشرايط حوزههاى علميه قم و نجف و حوزههاى ديگر مقام عالى خود را دارند.
اين هم چند موضوع مهم براى طالبان حق و هواخواهان حقيقت:
١- وظيفه شرعى مسلمانان است كه توسط مطبوعات و راهپيمايىها و كانفرانسها از دولتهاى خود بخواهند كه دستورات