مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٤ - ٢٤ - چه كسى حق فتوى دادن را دارد؟
در نظر مشهور و يا اشهر دانشمندان اهل سنت، مجتهد به دو گونه است:
مطلق و مشروط، مجتهد مطلق منحصر به چهار تن است (امام ابو حنيفه، امام مالك، امام شافعى و احمد حنبل) ولى مجتهد مشروط محصور و معين نيست و هر دانشمندى مىتواند در مذهب خود- با اين كه از فتاوى امام و مذهب خود عدول نمىتواند- اجتهاد نمايد ولى جمعى خصوصا در اعصار اخير اجتهاد مطلق را قبول دارند و خود را در مقام فتوى بيكى از مذاهب چهارگانه مقيد نمىدانند.
ببدتر از خيال سابق روش حكومتهاى وابسته به خارجىها و مستبد و زورگوى در بسيارى از كشورهاى اسلامى است كه اسلام را به عنوان دين آسمانى يا اصلا قبول ندارند و يا به خاطر منافع شخصى و بقاى خود به كمك خارجىها و خودباختگى خويش حاضر به تطبيق احكام اسلامى نيستند. ولى در مقام فريب دادن ملتها ادعا مىكنند كه ما بروح اسلام كه خواهان عدالت و حقيقت است. عمل مىكنيم و نه به نصوص آن.
معلوم نيست اين مستبدان زورگو كه نه از اصول دين و نه از اساسات معارف آن و نه از ملاكات قواعد اقتصادى و اجتماعى و سياسى و حقوقى اسلام آگاهى دارند، از كجا با روح اسلام آشنايى پيدا كردهاند و به چه دليلى نصوص دينى را پشت سر مىاندازند؟
بزرگترين سبب عمده در دورى مسلمانان از اسلام همين حكومتهاى خودكامه و مستبد و نادان آناى است كه چيزى از اسلام نمىدانند و به اغراض گوناگون از عمل به احكام اسلام