مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٥ - ٢٤ - چه كسى حق فتوى دادن را دارد؟
كنارهگيرى مىكنند و حتّى از رسميت آن به بهانههاى ضعيف و واهى جلوگيرى مىنمايند.
هوشمندان و انديشمندان به نيرنگبازىهاى مسئولين دولتى و دروغبافىهاى وزيران لائيك يا بىدين فريب نمىخورند و از چندين دهه قرن بيستم به اين طرف تجربه اندوختهاند كه سياستمداران رسمى آنان از دينگريزان هستند و اظهارات و بهانهجويىهاى آنان در فرار از قوانين اساسى كشورها، قابل اعتماد و باور نيست.
ولى وسوسه اخير جمعى از تحصيلكردههاى علوم تجربى و انسانى و فتوى دادن آنان در احكام شرعى به علت جديد بودن آن موجب گمراهى جمعى از جوانان كمتجربه مسلمان شده است.
بدتر از ين، وسوسه شيطانى جمعى از محصلين علوم دينى و ملاهاى كمسواد است كه براى شهرت و نام و نان، القاب مهم مذهبى را براى خود انتخاب مىكنند و ادعاى اجتهاد مىكنند خود را مستحق فتوى دادن مىدانند.
استولى عليهم الشيطان فانسيهم ذكر الله
«به خاطر استيلاى شيطان بر نفسهاىشان، خدا را فراموش كردهاند.»
و گاهى همين دسته با حكومتهاى بىدين همكارى مىكنند و دستورات غير دينى آنان را توجيه مىنمايند و عملا مسلمانان را به گمراهى مىكشانند.
نگارنده در كشور خود افرادى را مىبيند كه احكام شرعى مربوط