گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٣ - ١٨٠ - خلود در جهنم
چون او اهلش نيست. و دادن صورت شقاوت كه اثر آن عذاب دايمى براى كسى كه استعداد شديد آن را دارد، منافى رحمت عامه نيست، بلكه عين رحمت است و معناى رحمت عامه همين است.
به هر حال ايراد بر خلود از ناحيه رحمت در اصل عذاب هر چند كه منقطع وحتى دنيوى باشد نيز آمدنى است.
بعضى از دانشمندان معقول مىگويند: كه عذاب جسمانى قيامت از حوصلهى عقل بيرون است و مربوط به بيان دين است و قرآن مجيد نص در خلود است كه قابل تأويل نيست (وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ) ولى عذاب و ثواب روحانى را عقل درك مىكند؛ زيرا اخلاق فاضله ورديه بر اين نفس ملكه مىشود، هر كدام از اين ملكات به صورت مناسب حال خود چه نيكو و چه زشت براى نفس ظاهر مىشود ونفس به آنها متنعم ومتعذب مىگردد.
گاهى صورت عارضه بر نفس راسخ نيست كه حتما زايل خواهد شد؛ زيرا قسر دايمى و اكثرى باطل است. و اين در موردى است كه نفس سعيده باشد وهيئت شقاوت ممكن الزوال برآن عارض شده باشد؛ مثل نفس مؤمن فاسق.
ولى هيئتهاى راسخ كه بر نفس كفار عارض مىشوند به منزله صورتها در مىآيند كه باعث بوجود آوردن نوع ديگر مىشوند؛ يعنى همانگونه كه ناطق به حيوان نوعيت مىدهد؛ بخل- بخلى كه از كثرت خود به شكل صورت انسانى زيد در آمده است- به انسان نوعيت مىدهد و انسان بخيل يك نوع جديدى است در زير نوع مطلق انسان.
و من المعلوم ان هذا النوع نوع مجرد دائمى الوجود؛ و جميع ماكان يصدر عنه بالقسر حال عدم الرسوخ فيعذب به و يذوق و بال امره فهى تصدر عن هذا النوع باذن الله من غير قسر، الا انها لما كانت صادرة عن نوعيته من غير قسر فهى دائمة من غير زوال، بخلاف ما لوكانت حاصلة بالقسر.