گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨ - ٧ - سر انحطاط مسلمانان
مكتفى عباسى وقتى مرد، در خزانههاى او هشت ميليون مثقال (دينار) و بيست و پنج ميليون درهم و نه هزار اسپ و قاطر و غيره وجود داشت و با اين حال بخيل و سخت گير بود.[١]
طلا و نقره و جواهر و فرش و لباس و زمين وساير اموال كه از حسن بن عبدالله مشهور به پسر جصاص جوهرى در سال ٣٠٢ هجرى مصادره شد قيمت آن به پنج ميليون و نيم (٥٥٠٠٠٠٠) دينار؛ يعنى مثقال طلا رسيد (خوب دقت كنيد)[٢] از معتضد عباسى نه ميليون مثقال طلا و چهل ميليون درهم (نقره) و دوازده هزار اسپ و الاغ و شتر باقى ماند.[٣] او قصرى بنام براى خود ساخت كه چهار صد هزار دينار (مثقال طلا) مصرف آن شد.[٤]
٧- سرّ انحطاط مسلمانان
سر عقب مانى مسلمانان در اين است كه زمامداران آنان به استثناى چند تنى، از دانشمندان با تقوى نبودند، اگر ما علم به احكام و عدالت را در زمامداران خود شرط مىدانستيم و از بقدرت رسيدن نادانان و فاسقان جلو گيرى مىكرديم، هيچ گاه دانشمندان شايسته و صالح از رهبرى جامعه كنار نمىرفتند و حتى مقابل دولت مردان قرار نمىگرفتند، و در نتيجه دين از سياست جدا نمىشد. و چنانچه اداره كشور در بعد داخلى و خارجى و (سياسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و غيره) در چار چوب فقه و اخلاق دينى صورت مىگرفت، مسلما تمدن اسلامى تاكنون شكل زندگانى را در سراسر جهان دگرگون مىنمود.
اين روايت را از سنن بيهقى نقل كردهاند كه حضرت پيامبر (ص) اسلام فرموده است: «من استعمل عاملا من المسلمين و هو يعلم ان فيهم من هو اولى بذلك منه و اعلم بكتاب الله و سنة نبيه فقد خان الله و رسوله و المسلمين».
[١] - همان ص ١٩٠.
[٢] - همان ص ٢١٨.
[٣] - همان ص ١٤٤.
[٤] - همان ص ١٤٥.