گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٧ - ١٢٢ - طاعون هسته اى
الحارة، فالريح الحارة فيها نار وقيل الجان اسم لابى الجن.
٥- جمعى ازجنيان درخدمت حضرت سليمان (ع) بودند، وعفريت جنى به حضرت سليمان (ع) پيشنهاد كرد كه من تخت سليمان راپيش از اين كه ازجايت بلند بشوى مىآورم «وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ» (النمل، ٣٩).
٦- جنيها بدوزخ وبهشت ميروند، «لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ» (هود، ١١٩) «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ» (الرحمن، ٤٦).
٧- چيزهايى براى سليمان درست ميكردند.
٨- جمعى آنان قرائت قرآن پيامبر خاتم (ص) راشنيدند و ايمان آوردند
و سپس نزد قوم خود رفتند. وآنان را ترساندند وآنان را به ايمان به خدا دعوت كردند.
٩- عمل زناشويى دارند «لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ» (الرحمن، ٥٦).
١٠- مؤمن وكافر دارند.
١١- كسانى از انسانها به آنان پناه مىبردند «وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً» (الجن، ٦).
١٢- آسمان را پر از نگهبان يافتهاند، و گاهى براى شنيدن اخبار سماوى مىنشينند، ولى درزمان پيامبر (ص) ازاين كارمنع شدند «وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً» (الجن، ٩).
١٢٢- طاعون هستهاى
يك دقيقه پس از واپسين انفجار بيش از نيمى از انسانها خواهند مرد. گرد غبار ودود قارههاى مشتعل، فروزندگى خورشيد راميپوشاند، وظلمت مطلق دوباره برجهان چيره مىشود. زمستان بارانهاى نارنجى وتند بادهاى يخ زده جريان اقيانوسها ورودها را وارونه خواهد كرد، ماهىها درآبهاى سوزان محل زندگى شان از تشنگى جان خواهند سپرد. و پرندگان ديگر آبى آسمانى را نخواهند ديد، ابرهاى تمام ناشدنى ناحيه صحرا را ميپوشانند، تگرگها دشتهاى امازون را ازصحنه كرهاى زمين نابود خواهند ساخت.