گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠ - ١٨ - شعر
بخود متوجه سازند بعضى از اهل علم، معلومات بسيار كمى دارند كه در حكم مردم عوام هستند، منتهى با غرور بيشتر، جمعى، حتى ادبيات فارسى را هم خوب بلد نيستند، بعضىها جز مطالب مبتذل و مكرر هيچ مطلب جالبى براى گفتن ندارند و زحمت مطالعه را بخود نمىدهند، و تنها بهخاطر نام آقاى فلانى بودن و لباس روحانيت داشتن توقع دارند مردم صحبتهاى آنان را هر چند بى محتوى باشد با كف زدن و يا صلوات بدرقه كنند!
بد تر اين كه عملكرد جمعى مكذب ارشادات مذهبى آنان است اين دسته از هيچ موقعيت معنوى در دلهاى مستمعين خود بر خور دار نيستند، بنا بر اين خود اينان بايد زود تر از ديگران از فساد دورى كنند، و توبه فرمايان بايد خود توبه گر باشند تا مردم بدانند كه اينان روز داورى را قبول دارند!
١٨- شعر
|
لبالب گشته از خونابه غم باده دلها |
الايا ايها الساقى ادر كأسا و ناولها |
|
|
پريشان گيسوى خوشبوى خونين على اكبر |
زتاب جعد مشكينش چو خون افتاد در دلها |
|
|
عروس بينوا با صد نوا مىگفت با قاسم[١] |
كه عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشكلها |
|
|
بگرداب بلاى كربلا زينب زغم مىگفت |
كجا دانند حال من سبكباران ساحلها |
|
|
غم درد حسين جانا بود هر روز درد افزون |
نهان كى ماند آن رازى كزو سازند محفلها. |
|
[١] - مسأله عروسى قاسم از مشهورات نزد عوام است و غالب مطالب كه در زبان روضه خوانان مشهور است يا مجهول است ويا مجعول ولى بازار تقاضا گرم است عرضه كنند گان بى سواد هم سخاوت مند. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.