گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧ - ٦ - ثروت دربار خلفاء
٦- ثروت دربار خلفاء
در دوران حكمرانى بنى اميه و بنى عباس، رابطه دولت و مردم در دو چيز خلاصه مىشد، يكى گرفتن ماليات از مردم، ديگر بر قرارى امنيت به اندازهى محدود، و چون دولتها بر نامههاى اقتصادى و خدماتى براى رفاهيت مردم نداشتند، لذا ثروت خلفاء و در باريان آنان سرسام آور بود، عياشى و هوسرانى صفت غالب و عمومى دولتهاى اين دو رژيم و همه رژيمهاى آن زمان شده بود. اخلاق و فضيلت و علم از ارزش و اعتبار خود ساقط شده بود و نتيجه طبيعى آن جدايى دين از سياست بود كه انحطاط جهان اسلام را به بار آورد.
براى فهميدن مقدار ثروت دربارىهاى خاين و فساد زمامداران آن وقت به وقايع زير توجه نمائيد.
١- متوكل عباسى بر على رخجى كه يكى از منشيان دربار بود در سال ٢٣٣ هجرى غضب ناك شد از او مبلغ يكصد و بيست هزار دينار مال و جواهر گرفت (١ دينار، يك مثقال طلا مىباشد) و از برادرش يكصد و پنجاه هزار مثثقال طلا گرفت، و با محمد بن حميد طوسى مصالحه نمود كه جايدادش را به او بر گرداند و او بيست و يك ميليون درهم بدهد!![١]
خرج روزانه سفره خلفاء، روز ده هزار درهم بود و تنها دربارهى
مهتدى ادعا شده كه روز يك صد درهم مصرف مىكرده است.[٢] در ميان هدايايى كه عمرو بن ليث صفار براى معتضد عباسى ارسال داشت بر علاوه جواهرات و حيوانات چهار ميليون درهم نقد وجود داشت[٣] وقتى معتضد امر كرد اموال خانه احمد بن طيب سرخسى مسؤول حسبه بغداد را مصادره كنند قيمت طلا و نقره وقيمت آلات خانه او به يك صد و پنجا هزار دينار (مثقال طلا) رسيده اين آقا در فلسفه و فنون اخبار، تأليفات خوبى هم داشته است.[٤]
[١] - مروج الذهب ج ٤ ص ١٩.
[٢] - همان ص ١٠٣.
[٣] - همان ص ١٤٨.
[٤] - همان ١٧٠.