گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٠ - ١٣١ - دو داستان اتفاقى جالب
همينجا است كه مشكل پيچيدهاى شرور كه با حكمت و عدل خداوند به حسب ظاهر منافات دارد، عرض اندام مىكند و مذاهب مختلفى را به وجود مىآورد.[١]
١٣٠- تاريخ و جامعه
١- علم تاريخ؛ ازجريانات گذشته صحبت مىكند.
٢- فلسفهى تاريخ؛ ازقوانين حاكم بر جامعه و تاريخ بحث مىكند كه اولين مؤلف در اين علم را عبد الرحمن بن خلدون (متوفاى ٨٠٨) گفتهاند.
٣- جامعه شناسى؛ فهميدن انسانها در مقطع خاص زمان، بدون لحاظ حركت و در حال استثنايى و توقف است.
١٣١- دو داستان اتفاقى جالب
١- عماد الدولة ديلمى، اصفهان و فارس را محاصره كرد و نماينده ى خليفه را بيرون راند، ولى خزانهى او خالى شد، و بيم آن مىرفت كه سربازان او با آشوب دست زنند، ناگهان چشمش به سقف افتاد، ديد كه مار از سوراخ سرش را بيرون آورد و دو باره عقب برد، و اين كار چندين دفعه تكرار شد. عماد الدوالة دستور داد سقف اتاق را بردارند و مسير مار را تعقيب كنند، وقتى سقف را خراب كردند، در انتهاى سوراخ به خُمهاى پر از اشرفى بر خوردند كه حاكم سابق آنها را ذخيره كرده
[١] - از ديدگاه نگارنده مسأله شرور و جبر و اختيار و عموم قدرت قابل حل است و مشكلهاى ندارد ولى عموم علم خداوند از نظر عقلى هنوز لاينحل باقى مانده است.