گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٢ - ١٧٧ - احضار ارواح؟
٥- ارواح گاهى در موقع احضارشان دروغ مىگويند و گاهى همديگر را دروغگو مىدانند.
٦- گاهى ارواحى كه هزاران نفر را در دنيا كشتهاند و مستحق مجازاتند در برزخ آزاد مىنمايند و تا حدودى از وضع خو را ضى هستند.
لذا بر اساس اين دلايل و نظاير آن بايد گفت كه: آنچه مىشود پذيرفت اين است كه ارواح در مشاعر- خيال و حس- حاضر كنندگان حاضر مىشوند، نه در خارج از مشاعر، همانند موجودات مادى و طبيعى كه حضور خارجى دارند، و بهترين كلمه در اين مورد بجاى احضار ارتباط است.
مطلب ديگرى كه در اين جا قابل توجه است اين است كه مدعيان تسخير كواكب نيز كار هايى مىكنند و اعتقاد دارند كه اجرام فلكى داراى ارواح مىباشند، در حالى كه ما از مدتها پيش بر خلاف پيشينيان از خود مىدانيم كه كرات بالا همانند كره زمين فاقد روح مىباشند.
بنا براين اثر، ممكن است اثر نفس علم باشد كه در نفس صاحب فن- فنون غريبه- وجود دارد خواه اين علم مطابق واقع باشد خواه مخالف واقع، بنا بر اين آنچه كه در ارتباط با ارواح بدست مىآيد قابل اعتماد نيست.
نگارنده يك زمان بسيار مختصر بطريقى با ارواح ارتباط مىگرفت و اعتمادى به آن نداشت، ولى بد نيست براى روشن شدن خوانندگان عزيز اين كتاب، بعضى از شنيدنىها و يا ديدنىهاى خود را بيان دارم و از تفصيل قضيه عذر مىخواهم.
١- روح سلمان فارسى را حاضر كردم، او گفت از بركت محبت على (ع) صد در صد در برزخ راحتم، به او گفتم مىدانى كه ما تو را بهخاطر همين محبتت دوست داريم؟ گفت بلى مىدانم.
٢- روح كسى ديگرى را حاضر كردم او گفت صد در صد در عذاب برزخى بواسطه بغض على (ع) گرفتارم. گفتم از كردار خود پيشيمان نيستى؟ گفت نه!!!