گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣ - ١٢ - نفاق در مكه
آن هم نرسيده است و اين داعى و انگيزه براى يك دانشمند قبيح است.[١]
دوم: اين كه اين همه زحمت و رنجبرى هيچ فايده علمى و عملى براى مسلمانان جهان نداشته و نخواهد داشت و تنها مىشود آن را يك نو آورى خواند و بنظر نگارنده براى يك دانشمند مسلمان بسيار زشت است كه عمر خود را در چيزى بگذراند كه نفعى بحال مردم نداشته باشد.
١١- شعر در لغت مثلثه
قطرب نحوى- شاگرد سيبويه- در حدود هشتاد شعر سروده است كه در آن كلماتى را به كار برده كه به فتح و كسر ضم اول آن معناى آنها تغيير مىكند. و او خود آنها را تفسير نموده است، بطور نمونه به دو كلمه از آن كلمات توجه كنيد:
|
ان دموعى غمر |
و ليس عندى غمر |
|
|
فقلت يا ذا غمر |
اقصر عن التعتّب |
|
|
بالفتح ماء كثرا |
والكسر حقد سرا |
|
|
والضم شخص مادرى |
شيأ و لم يجرب |
|
|
بدا فحيا بالسلام |
رمى عذولى بالسلام |
|
|
اشار نحوى بالسلام |
بكفه المخضب |
|
|
بالفتح لفظ المبتدى |
والكسر صخر الجلمد |
|
|
والضم عرق فى اليد |
قد جاء فى قول النبى |
|
١٢- نفاق در مكه
شكى نيست كه جمعى از اصحاب پيامبر بزرگوار اسلام (ص) در مدينه منافق بودند و علت نفاق آنان ترس و يا طمع بود، و آيات قرآن به آن شهادت مىدهد. و يك سوره بنام المنافقون نازل شده است.
بعضى از دانشمدان تأكيد مىكنند كه نفاق در مدينه پيدا شد و در مكه مكرمه نفاق و جود نداشت؛ زيرا در آن جا مسلمانان نه قدرتى داشتند كه كسى از ترس آنان اظهار ايمان كند و نه ثروتى كه به طمع آن منافقت شود.
[١] - مدرك اين انتقاد مطلبى است كه در صفحه ١٠ چاپ چهارم آن كتاب است كه به نفقه امير قطر صورت گرفته است.