گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - ٥٦ - معناى يك آيه
٥٥- شكايت
امام صادق (ع) در روايتى مى فرمايد: «شكايت تنها اين است كه بگويى كه به چيزى مبتلا شده ام كه به آن كسى نشده است، يا بگويى مصيبتى بمن رسيده است كه به كسى نرسيده است؛ و گفتن شب را به بيدارى به صبح رساندم، امروز تب كردم و امثال آن شكايت شمرده نمىشود.
٥٦- معناى يك آيه
قال الله تعالى: «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً، لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ») الفتح: ٢- ١) در اين آيه دو سؤال وجود دارد:
١- پيغمبر (ص) معصوم است و گناهى ندارد تا خداوند آن را بيامرزد.
از اين سؤال دو جواب دادهاند: يكى اين كه مراد گناه امت او است؛ اى من ذنب امتك. لكن تقدير كلمه امت درآيه خلاف ظاهر و يكنوع زور گويى مىباشد.
دوم: اين كه اضافه ذنب بسوى ضمير از قبيل اضافه مصدر بسوى مفعول است؛ يعنى تا خدا گناه مردم را كه در حق تو مرتكب شدهاند بوسيله اسلام آوردن آنان ببخشد ولى كلمه ذنب، مصدر فعل لازم است كه مفعول ندارد. پس اين دو جواب ضعيف است.
٢- بين فتح مكه و غفران گناه ارتباطى وجود ندارد و ظاهر آيه اين است كه فتح معلول مغفرت است و مغفرت علت غائى.
جواب از هر دو سؤال اين است كه مراد از ذنب مطلق نقص و عيب است و مراد از مغفرت ازاله؛ يعنى ما، مكه را برايت فتح كرديم تا آنچه راكه كفار مكه از عيب و نقص بتو نسبت مىدادند بر طرف سازيم و ترا سر بلند و سر فراز گردانيم؛ بلى مردم مكه بعد فهميدند آن حضرت جادوگر و كذاب نبوده رسول خدا بوده است و در آينده هم مردم محمد رسول الله مىگفتند و هيچ عيب را به آن حضرت نسبت نمىدادند. قانون اجتماعى است كه هركسى شكست بخورد همه عيبها به او نسبت داده مىشود و هركسى كه پيروز گردد، همه خوبىها.