گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٨ - ١٥٧ - اسپانيا و اندلس
اين كه اعراب مسلمان حقيتا مسيحى نشدهاند رأى داد تمام اعراب را (مسيحى و مسلمان) به قتل برسانند، و مجمل كلام اين كه مطابق تخمينى كه در اين باب از" سديلو" و اكثر مورخين به عمل آمده است از ابتداى فتح (فرديناند) تا زمان اخراج مسلمين از اندلس سه ميليون از عدهى رعاياى كشور كاسته شده است.
مسيحيان بشر دوست بعد از اين كه كشور اسپانيا را تصاحب كردند مساجد مسلمين را تبديل به كليسا نمودند آزادى در اقامه شعاير دين را از مسلمانان سلب و قبرستان آنان را خراب كردند آنان را از استحمام و نظافت كه يك امر ضرورى است منع كرده حمامهاى آنان را ويران نمودند آنها را مجبور مىكردند از آئين و زبان خود دست بكشند وگرنه محكوم به مرگ مىشدند.
درسال ١٤٨١ م در حدود سه هزار نفر را به حكم محكمه تفتيش عقايد سوزانيدند و ١٣ هزار نفر را به مجازاتهاى ديگر رسانيدند. كريمنس اسقف اعظم طليطله كتابخانه بزرگ غرناطه را كه داراى ٨٠٠٠٠ جلد كتاب بوده آتش زد و همه را يكجا سوزاند.
" جان ديون پورت" در باره جنايات شرم آور مسيحيان اسپانيا مىنويسد: كيست كه بر فقدان آخرين بقاياى ايثار جوان مردى يعنى سقوط امپراطورى اسلام در اسپانيا سوگوارى نكرده باشد؟ كيست كه فضاى سينه اش نسبت به آن ملت شجاع و سخاوتمند مملو از تمجيد وتكريم نباشد؟ همان ملتى كه در طول هشت صد سال حكومت بر اسپانيا، حتى تاريخ نويسان مخالفشان نتوانستند كوچكترين ايرادى نموده و از ظلم و ستمگرى راجع به آنها بنويسند، كيست كه از تحركات دستگاه مسيحيت خجلت زده نشده باشد؟
طبق گفته اناتول فرانسه حمله وحشىهاى شمال اروپا بر اسپانيا و نابود كردن حكومت و دستگاه علمى اسلامى اقلًا ٥٠٠ سال اروپا را از ترقيات علمى و انسانى عقب انداخت.