گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٠ - ١٩٦ - عبرت، عبرت
طوفانها و ديگر پديدههاى طبيعى را نيز پيشبينى كند.
يكى از پزشكان مىگويد: وى (ژوليا) حتى مىتواند به تشخيصهاى پزشكى بسيار دشوار؛ از جمله تشخيص اختلافات پانكراس دست بزند و تاكنون در اين زمينه يك بار هم دچار خطا نگرديده است.[١]
١٩٦- عبرت، عبرت
اى مطالعه كنندهى اين كتاب، كه در دوره جوانى هستى و هنوز فرصت دارى، درد دلم را بشنو و عبرت بگير و فرصت را از دست مده كه همچون من نشوى.
من گاهى به هوش و حافظهى خود مسرور مىشدم، و گاهى از زياد درس خوانى وعدم تنبلى خود را تحسين مىكردم، گاهى از نقد و تحليل خود در كتب مؤلفهام مغرور مىشدم، غفرالله لى و للمؤمنين. و تأليفات خود را دليل بر درجه عاليهى علمىخود مىدانستم؛ گاهى خود را در خدمت به دين موفق مىدانستم، و در دوران انقلاب اسلامى كشور كه ضد كمونيستهاى روسى و افغانى- لعنهم الله- قيام عمومى صورت گرفت خود را مبارز و مؤثر مىديدم و گاهى هوش و عقل خود را از بسيارى ازهم سنان خود زياد تر مىپنداشتم و هكذا ... ولى امروز كه در حدود پنجاه و سه سال از عمرم مىگذرد، تا حد كمى مىتوانم نسبت به گذشته و وضع فعلى خود بهتر فكر كنم به اين نتيجه رسيده ام:
١- درجه بسيار پايين از علم را به دست آوردهام كه در مقايسه با صرف عمرم بسيار زيانكارم، اين زيانكارى تا حدى تقصير و تنبلى خودم بوده و تا حدى معلول ضعف فكرى، و تا حد زيادى معلول فقدان اساتيد لايق و مهربان بوده و در مجموع به جايى نرسيده ام، و مستحق لقب دانشمند و عالم نيستم و بهترين نام برايم طالب و دانشجوى ناكام و پسمانده است.
٢- حافظهام بد نبود- نه اينكه خيلى خوب بود- ولى پس از كودتاى ماركسيستى وفشارهاى ناشى از انقلاب، از حد متعارف هم پايين آمد و حتى مقدارى از هوش
[١] - از روز نامههاى تهران، برج جوزا، ١٣٦٦.