گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٧ - ١٨٢ - قصاص
مطالب زير كه نوشتار بعضى از دانشمندان است جلب كنيم:
اول: طبيعت انسانى بر حب به ذات و بقاى خود آفريده شده و اين حب فطرى و جبلى او است؛ لذا براى دفع ضرر و عدم از خود به هر وسيلهى ممكن؛ حتى به قتل و اعدام متوسل مىشود، بنا براين قصاص از نظر طبيعت و فطرت انسانى اقدام معقول و درستى است.
دوم: آيا هيچ عاقلى از كشتن مهاجم در مقام دفاع از خود كه حفظ جانش بهجز در كشتن مهاجم شرير ميسر نباشد، توقف مىكند؟ آيا هيچ قانونى اين قتل را تقبيح مىكند؟
خوب وقتى قتل قاصد قتل، صحيح باشد قتل قاصد و مرتكب قتل چگونه صحيح نخواهد بود؟
سوم: آيا ملل متمدن و جوامع مترقى از جنگيدن و كشتن در مقام دفاع از استقلال و آزادى و تماميت ارضىشان اباء مىورزند، يا لزوم دفاع را يك امر لازم و ضرورى مىشمارند؟ اگر دستهاى از مردم عليه حاكميت
قانون قيام كنند براى سركوبى آنان حتى تا مرز كشتن اقدام نمىكنند؟!
در جايى كه حفظ منافع ملىشان بدون جنگ و خون ريزى ميسر نباشد به جنگ اقدام نمىكنند؛ بلكه دنياى متمدن امروز بهخاطر شپش پوستين را به آتش نمىكشند؟ مگر طبق امار رسمى در سال ١٩٨٦ در هر دقيقه (١٧٠٠٠٠٠) دالر مصرف امور نظامى دولتها نشده بود؟ وبدين ترتيب قسمت عمده عايدات ملتها صرف بودجه نظامى ودفاع از جان و شئونات ملى ملتها نمىشود؟
چهارم: مخالفين با قصاص بايد جواب بدهند كه چگونه كشتن براى حفظ قانون و ابقاى حكومت قانونى و براى مصالح اجتماعى كه از آثار طبيعت انسانى است صحيح باشد و همه آن را قبول داشته باشند، ولى كشتن براى حفظ خود طبيعت