گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٧ - ٨٤ - چند شعر
در سراسر كتاب مطالبى به چشم مىخورد كه تصديق آنها بدون ساده لوحى ميسور نيست.
اساساً مؤلفين و گويند گان حوادث المناك كربلا به منظور رونق كار شان و تهييج عواطف و احساسات مردم عوام شيعه، مبالغههاى فراوانى نمودهاند كه امروز تمييز ميان حقايق و جعليات آن غالباً بسيار مشكل و يا غير ممكن گرديده است.
مىگويند يك سخنران كه پس از چندين تعزيه خوان ختم مجلس عزا را به عهده داشت و مردم انتظار گريانيدن بيشترى را از او داشتند كه بدون ذكر مطالب تازه ميسر نبود، ابتكار عجيبى براى گرم نمودن مجلس و جارى نمودن اشكهاى مستمعين ساده لوح به كار انداخت، او گفت: مردم! روز عاشورا يك متر برف باريده بود، هوا بسيار سرد بود اهلبيت ابى عبدلله (ع) نه لباس گرم داشتند و نه در خيمهها چوب و ذغال پيدا مىشد، اطفال حسين (ع) هم چون بيد مى لرزيدند!!! مردمىكه تا كنون از گرمى هوا و تشنهگى اطفال گريسته بودند بازهم براى سرما خوردن خورد سالان حسين (ع) مىگريستند!!!
حالا كسى چه مىداند كه در آينده روضه خوانى، ادعا نكند كه فلان شهيد را در دريا انداختند و فورا يخ بست و شهيد شد!!!
قبل از اين كه بر شيادان دين فروش نفرين كنيم بايد بر بىسوادى و نادانى عامه مردم افسوس بخوريم كه بهترين زمينه ساز كذب و جعل و خيانت هستند.
٨٤- چند شعر
كتاب رياض العارفين چاپ پاكستان گلچينى از اشعار شعراى فارسىگوى آن ديار و غيره است كه ما بعضى از آنها را در اين جا نقل مىكنيم:
|
كشته چشم تو هر زخمى كه بر اندام داشت |
هم كفن هم گور و هم تابوت چون بادام داشت |
|
|
دور از تو جان سپردن دشوار بود ما را |