گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٨ - ٨٥ - خروج روس ها از افغانستان
|
گر بىتو زنده مانيم معذور دار ما را |
|
قوت پروازم اى صياد چون سوى تو نيست |
آنقدر نالم كه سوى آشيان آرم تو را |
|
|
مجنون لباس كعبه سياه ديد و حال كرد |
گويا پلاس خيمه ليلا خيال كرد |
|
|
شب هجران نمىدانم زپى دارد سحر يانه؟ |
اگر دارد سحر، آه سحر دارد اثر يانه؟ |
|
|
به تبسم نشود همت عاشق قانع |
نيم ساغر نبرد تشنگى مستانرا |
|
|
شعلهايم اما زدود دل سيه پوشيم ما |
چون چراغ لاله مى سوزيم و خاموشيم ما |
|
|
بخون خلق دلير است از آن كه در محشر |
بهيك كرشمه ببندد زبان دعوى را |
|
|
آنچنان گريه كنم بىتو كه همسايه بزور |
دست من گيرد و بيرون كند ازآب مرا |
|
|
خسته بودم لطف كردى اين كه پرسيدى مرا |
گر نمىديدى مرا، دىگر نمىديدى مرا |
|
٨٥- خروج روسها از افغانستان
در مجمع عمومى سازمان ملل متحد در باره خروج نيروهاى روسى از كشور افغانستان قرار گزارش" بى بى سى" و غيره، در شام ٥/ ١١/ ١٩٨٦= ١٣/ ١/ ٩٦ كه من در اسلام آباد پاكستان بودم ١٢٢ رأى موافق، ١١ رأى ممتنع و ٢٠ رأى مخالف داده شد.