گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٢ - ١٨٠ - خلود در جهنم
و لو بسوء اختيار خودشان به خلود عذابشان بيانجامد؟
در اينجا چهار جواب داده شده است:
١- عذاب عمل خداوند نيست؛ بلكه نتيجه عمل خود عاصى است (تجسم عمل).
٢- خداوند مالك مطلق است و تصرف مالك در ملكش ظلم شمرده نمىشود؛ بلكه عدل است، (لايسئل عما يفعل).
٣- خداوند وجود را كه بالاترين نعمت است به بنده مىدهد، او بايد معصيت نكند و بر فيض نعمت عظماى خداوند ايرادى نيست.
٤- رحمت خداوند به معناى رقت قلب، شفقت و تأثر باطنى نيست؛ زيرا او نه جسم است و نه جسمانى؛ بلكه معنايش عطيه و افاضه بر حسب استعداد قابل است.[١]
و به عبارت ديگر رحمت واجب الوجود بر دو گونه است؛ رحمت عام و رحمت خاص.
رحمت خاص عطاى چيزى است كه بنده استعداد آن را در راه هدايت به سوى توحيد و سعادت قرب به حق و در رسيدن به بهشت دارد. اين رحمت شامل كافر نمىشود؛
[١] - جواب اول كافى نيست؟ چه تجسم عمل به معنايى كه مىآيد تفسير شود كه مخصوص به عذاب نفسانى باشد و چه به معنايى كه مناسب عذاب جسمانى باشد. اما اگر قدرت خدا را در تجسم عمل به صورت و يا به جسم قبول داشته باشيم و يا قدرت او را در ايصال و منع آن به مكلف بپذيريم، سؤال خلود به حال خود باقى است. و نفى قدرت او در هردو مقام قابل اثبات نيست.
جواب دوم هر چه كه بر آن اصرار شود، عقل آن راتقبيح مى دارد، ايلام دايم مملوك بدون علت قبيح است، مگر آن كه منكر حسن و قبح عقلى در قيامت شويم، ولى خداوند خود به آن ملتزم است.
جواب سوم نيز كافى نيست؛ زيرا نعمتى كه سبب عذاب ابدى گردد مسلماً عدمش بهتر، از وجود او است.