گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٧ - ١١٧ - معناى عبادت
آيا شكر نعمت كه منعم آن خداوند است از نظر عقل واجب است؟
و بالاخره عقل تاچهاندازه جاى دين راميتواند بگيرد؟
آنچه كه به نظر نگارنده، درمقام جواب حق است، اين است كه در پاسخ سوال اول و دوم گفته شود: عقل به استقلال خويش در تحسين و تقبيح عقلى، نمىتواند حسن عبادت تعبدى و پرستش خداوند را درك كند. ركوع و سجود و ذكر و قيام، روزه و حج وامثال آن، عباداتى است تعبدى كه عقل هيچ راهى بسوى ادارك حسن آنها ندارد. خدايى كه از او صاف جسمانى و صفات نفسانى ما منزه است، به كدام احترام و تعظيم راضى مىشود؟ عقل چيزى نميداند.
سجده نمودن براى پرستش حضرت حق هيچ تفاوتى در نظر عقل از خم نمودن شاخك مور چگان نسبت با ركوع انسان ندارد. اگر مورچه شاخك خود را خم كند چه احترامى براى ما دارد تا سجدهى ما براى خداوندى كه فاقد عواطف و احساسات است مورد پسند واقع شود؟!
درپاسخ سوال سوم بايد گفت كه: با قطعى بودن حسن و قبح عقلى و با قطعى بودن وجوب شكر منعم، عقل نمىتواند لزوم و حتى حسن شكر واجب الوجود را اثبات نمايد؛ زيرا خداوند رضا، توقع، خوشى و غضبى كه در وجود ما حلول نموده است ندارد، خصوصاً كه شكر نعمت خود نعمت ديگرى است از جانب خداوند.
و بدين ترتيب فهميده مىشود كه عقل جاى دين را در تشريع عبادات گرفته نمىتواند، و تنها در موارد مستقلات عقليه؛ مانند ظلم (غضب ايذاء ضرب و قتل) و فساد و احسان و عدالت و نظاير آن تا حد كمى مىتواند قائم مقام دين باشد؛ و لى بدون ضمانت اجرائى.
١١٧- معناى عبادت
عبادت تنها براى خداوند جهان است و هركس غير او را عبادت كند مشرك مىشود. اين موضوع در دين اسلام از واضحات است؛ ولى آنچه كه مهم است فهميدن معناى عبادت است.