گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٨ - ١١٧ - معناى عبادت
در پاره از كتابهاى لغت نوشتهاندكه عبوديت خضوع و تذلل است. و بعضىها نوشتهاند كه عبوديت اظهار وغايت تذلل است و بعضىها آنرا به طاعت تفسير كردهاند. شكى نيست كه از نظر اسلام مطلق طاعت و خضوع و تعظيم عبادت شمرده نمىشود، زيرا قرآن مجيد اطاعت رسول و اولى الامر را لازم دانسته در حاليكه عبادت آنان شرك است. اطاعت بنده ازآقا و مأمور از آمر و شاگرد و اولاد از استاد و والدين هيچ اشكالى ندارد و حتى ممدوح و نيكواست. خضوع و تذلل نيز مطلقاً شرك آفرين نيست، حتى اگر درضمن واضح ترين فرد تحقق يابد كه سجده[١] باشد.
ولذا خداوند ملائكه رابه سجده نمودن حضرت آدم امر كرد. و والدين و برادران يوسف او را به تصريح قرآن سجده كردند. به دستور صريح قرآن اولاد بايد در برابر والدين تذلل نمايد. «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ») الإسراء: ٢٤ (.
اگر طبيعت اين اعمال شرك باشد، بايد گفت قرآن مجيد در موارد فوق، اين اعمال شرك راجايز شمرده است؛ درحالىكه هركس قرآن را بخواند مىداند كه به هيچ وجه شرك را روا نميدارد و بطورى مطلق با آن مبارزه نموده است. وهابىها خيال كردهاند كه مطلق تذلل و تعظيم شرك است مگر اين كه خداوند به آن امرنموده باشد؛ ولى آنان نفهميدهاند كه امر شارع مغير حكم است نه منقلب كنندهى موضوع؛ يعنى امر شارع عمل را واجب يا مستحب مىگرداند؛ نه اينكه طبيعت شريكى او را تبديل كند. بلى بوسيدن حجرالاسود شرك مجاز نيست؛ بلكه طاعت راجح است. عبادت به معناى خضوع و تذلل و تعظيم به عنوان خدا و پرودردگار است، وعبادت غير خداوند مطلقاً موجب شرك است. ودرهيچ موردى استثناء نشده است. «ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ خالِقُ
[١] - سجده براى غير خدا، بدون دليل حرام است؛ ولى حرمت آن بخاطر دليل خاص است، نه بخاطر شرك.